|
۱ - به علت یک سری موارد ( خارج از یک سری حریم ها ) ..!! خوندن این پست برای یک سری افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمیشه..( گرچه الان همه سری hc بچه ها چشم و گوششون از ماها بازتره..!!)
۲ - از کسایی که بی جنبه تشریف دارن خواهش میکنم همین حالا بیخیاله این پست بشن و برن بعدآ دوباره تشریف بیارن... زیادم سخت نیست.. کافیه موس رو ببرین روی اون ضربدر گوشهء سمت راست صفحه و خلاص..! ( البته من چون خودم مخاطب هام رو انتخاب کردم از جنبهء همگی کاملآ مطمئنم...این رو صرفآ بای مهمانان از راه رسیده و جدید نوشتم ) { حالا کو مهمون جدید..؟! }
۳ - لطفآ بعد از خوندن این پست در مورد من فکرای قشنگ قشنگ نکنین... من خودم به اندازهء کافی از خودم بدم میاد... و اما ... ماجرا از این قراره که ....
------------------------------------------------------
Capricious
همه چیز یواشکی که باشه بیشتر مزه میده...مثل سیگار کشیدن یواشکی تو خونه...خیار خوردن یواشکی سر کلاس...یا دزدکی نگاه کردن توی اتاق دختر همسایه...!! یه بازیه کثیف همیشه جذابیتش بیشتر از بازیهای لوس و از فیلتر گذشتس....یادمه بچگیهام بیشتر از گرگم به هوا و فوتبال به دکتربازی علاقه داشتم..! تا جایی که یادم هم میاد تخصصم توی بیماری زنان بود ، چون مریضام همیشه دختر بودن و من باید با یک معاینهء دقیق روشون تشخیص میدادم که چه درد و مرضی دارن...!!
اولین کنجکاویهام نسبت به تفاوت فیزیکی بدن خودم و جنس مخالفم از همونجا شکل گرفت..! دختر خاله...دختر عمو...دختر دایی..دختر همسایه...دختر عمهء دوستم...دختر دوست بابا...خواهر دوست خودم.....
یه بچه دکتر وقتی که بزرگ میشه تجربش هم بیشتر میشه..! تا اونجایی که یادمه بیشتر از پسرها همیشه با دخترها بودم...البته فقط توی یه دورهء خاص.....
میشای کوچیک کم کم بزرگ شد و مریض هاش همه خوب شدن...! نمیدونم...شاید هم دکترشون رو عوض کردن......!! اما با همهء نشست و برخواستها با خانمهای مختلف و تجربهء کاریم توی تمام سالهای (طبابتم..!) ، یک چیز رو هیچوقت نفهمیدم...........................هیچوقت..................
۸۵/۵/۶ ساعت 2:35 بامداد ......
- در اتاقتو ببند...
- هیس....!
- مامانت بیدار نشه....
- نه بابا....
- درتو قفل کن...
- کلید نداره...
- چی...؟!
- هیس...!
- در اتاقت کلید نداره..؟!
- نه بابا...یواش صحبت کن.....!
- ....................
- چی کار میکنی..؟!
- دارم اتاقتو معاینه میکنم که ببینم اگه مامانت اومد از کجاها میتونم فرار کنم..!
- نمیاد دیوونه...قرص خورده خوابیده....
- این پنجره باز نمیشه....؟!
- فرهاد...ولش کن...به پنجره چی کار داری تو..؟!
- بابا شانس نداریم که...اگه مامانت اومد حداقل از پنجره میپرم بیرون...
- مثل اینکه واقعاً شانس نداری ، چون از پنجره که بپری بیرون باید 4 طبقه تا پایین پرواز کنی..!
- اِ...! مگه بالکن اونطرف به اینور راه نداشت..؟!
- نه بابا...ولش کن دیگه...بیا اینور...
- بابا حداقل یه چیزی بذار پشت درت که باز نشه...
- هیس...باشه بابا....
- اون چیه..؟!
- مگه خودت نگفتی یه چیز بذارم پشت در..؟!
- من منظورم یه چیزه سنگین بود...نه پتو..!!
- همین خوبه بابا.......بیا جلو ببینم...
- آخر منو به کشتن میدی تو امشب...! خب فردا میومدی خونهء ما...واجب بود امشب یواشکی بیام اینجا..؟!
- حرف نزن...حتماً واجب بوده که گفتم بیای....! بیا بغلم کن...
- سانا..من اگه تا یک ساعت دیگه از اینجا سالم نرم بیرون ، دوستام زنگ میزنن به پلیس که بیان همتون رو بگیرنا...!!
- زهرمار..لوس...بیا بغلم ببینم...!
- ...هوم....اوکی..!
- .............
- صدا اومد...!
- نه بابا...
- چی کار میکنی..؟! پس چرا گرفتی خوابیدی..؟!
- بیا دراز بکش کنارم....
- نمیام...!
- کوفت...! بیا...
- نمیام...تو میخوای به من تجاوز کنی...!!
- هه..لوس نکن خودتو...بیا دیگه...
- نمیام...پنجرتو باز کن میخوام برم...!
- بیا بهت میگم فرهاد...
- هیس....خیلی خب بابا......اومدم....!
- آخیش...
- چی شد..؟!
- هیچی....بالاخره شوهرمو بغل کردم..!
- اوهوم......! حموم بودی..؟!
- هه...چطور..؟!
- آخه موهات بوی شامپو میده....!!
- مسخره...فکر کردم واسهء یه چیز دیگه پرسیدی....
- ...مثلاً چی..؟!
- هیچی بابا...فکر کردم میخوای ببینی تمیزم یا نه...
- وا...مگه میخوام بخورمت..؟!
- نمیخوری..؟
- چی رو..؟!!
- منو...
- تو رو...؟!
- در نمیاری..؟
- کی رو..؟؟!!
- لباسمو....
- لباستو....؟؟!!!
- هیس.................بغلم کن...........
...................................................................................
با همهء تجربهء کاریم توی تموم سالهای طبابتم ، یک چیز رو هیچوقت نفهمیدم...........و اون دقیقاً همون درد و مرضی بود که از بچگی ، وقتی که دکتر بازی میکردیم روش تحقیق میکردم..!!
امروز تصمیم داشتم بعد از یک مرور کامل روی تموم مطالعات و تحقیقاتم ، به یک نتیجهء کلی برای پایان نامم برسم..! مرضی که دخترها به اون مبتلا هستن ، به طور عموم از ویروسی به نام (Libido) بوجود میاد و به این دسته از بیماران در اصطلاح (Capricious) گفته میشه...با وجود تمام اقداماتی که برای درمان این بیماری خطرناک روی بیمارانم به عمل آوردم...باید بگم.......
متأسفانه این بیماری معالجه ناپذیره و تا حالا علاجی براش پیدا نشده و فکر هم نمیکنم که بشه....در حقیقت میشه گفت این مرض.......یه درد بی درمونه....!!
امضاء: دکتر میشا

///////////////////////////////////////////////////////
پ ن : ببخشین بخاطر این عکس مسخره... اصلآ حوصلهء طراحی نداشتم... این یکی رو یه جوری باهاش کنار بیاین.. ( حالا مثلآ قبلیا خیلی خوب بودن..؟!)
اگه میشه بین این سه تا آهنگی که تا حالا گذاشتم بگین کدومش قشنگ تر بوده...نظرتون رو در مورد این آهنگ هم بگین بازم ممنون تر میشم..
کسایی که توی پست قبلی زحمت کشیدن ، منت گذاشتن و نظر دادن ... جوابشون رو دادم... میتونن بخونن..!
پیشاپیش از همکاریه صمیمانهء شما صمیمانه تشکر میکنم...
دوستدار همگی شما : آتوس ..
|